خرید بک لینک
لباستاكردن،يكىازآنچيزهاييستكهاززنبودنِسالهاودهههاىقبلىدستنخوردهبهمنرسيده ،هرچقدرلباسهاراماشينتماماتوماتيكبشويدوغذاهاباموادفريزرىدرستبشوند ،بازهمشبيهمادرمادربزرگمشايد،مينشينمودانهدانهپيرهنهاتوشلوارهامراتاميكنم ،حتىاگربجاىپوران،راجرواترزبخواندوجاىتايدبوىرنگينشوىبدهندلباسها بازهمتمامظرافتِزنانگىامرامير

برچسب: نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:25

اين روزهادر من ، دخترى هست كه فرياد ميزند، دعوا ميكند ، حرفش را به كرسى مينشاند و دخترى هست كه فكر و خيال ميبافد به قدِّ چله ى زمستان - بى خبر از آمدن بهار- و دخترى هست كه تلاش ميكند ، بى وقفه تلاش ميكند دخترى كه حرف هاى ديگران برايش مهم نيست دخترى كه حرف هاى ديگران برايش مهم است دخترى كه فيلم ميبين

برچسب: نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 4:36

انتهايى ترين روزهاى ٩٥ براى من با شادىِ رضايت از نصميمات امسالم ميگذره... سخت بود جلوى خيلى از فكرها ايستادن و مقاومت كردن فكرهاى خودم و ديگران حالا اما وقتى ميبينم توى جمع كارىِ دوست داشتنى و مورد علاقم قرار گرفتم از ياد تمام لحظه هايى كه اشك تو چشمام حلقه زده بود خوشحال ميشم.... پ.ن: ميخونه----

برچسب: نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 4:36

جاده
بارون
ميخونه : صدام كردى ، صدام كردى، نگو نه...
صدايم ميكند
تمام لخظه هاى خوب سال نو
تمام آرزو ها و رويا هايم
تمام دغدغه هاى شيرينم

من از نور و غزل زيبا شدم باز...

بال باز ميكنم، من امسال پرنده ميشوم!

برچسب: نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 4:36

دلم ميگيرد از تمام نداشته ها و نرسيده هايمسر بلند ميكنم و دخترك را ميبينم كه شايد اين لحظه هاى در گذرِ بيست و شش ستان ِ من روياىِ در خيال اوستشبيه همين تبليغِ احمقانه ى تلويزيون ميگويم: خدارو شكراما دلم هنوز داغدار نداشته ها و نرسيده هاستكه انسان هميشه در اذيت است...كه انسانِ خسارت ديده ى رانده شده

برچسب: نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 4:36

چند ساعت ديگر

٢٦ساله ميشوم

و حس ميكنم

بزرگ تر از قبلم

انگار با تمام سلول هايم دارم بلوغ را درك ميكنم... شايد كمى دير

اما عميق و دوست داشتنى...

امسال آرزوهايم را به بار مينشانم!

پ.ن: شعريست بس بلند، نواى قلبِ ساليانِ من

پ.ن: تولدم مبارك :)

برچسب: نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 4:36

روزى اگر فرزندى داشته باشم دستش را براى زندگى آنقدر باز ميگذارم كه گاهى فراموش كند جز او كس ديگرى هم در اين سياره زندگى ميكند... خيالش را تخت ميكنم از بودن و خوشبختى خودم و آنوقت هُلَش ميدهم توى زندگى! تا با كف پاهايش شن هاى ساحل و با قلب عريانش عمق زندگى را دريابد... پ.ن: از قضاوت ها خسته ام و

برچسب: نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 4:36

چقدر پرواز كردن سخت استوقتى بايد در انتظار بنشينى تا باد موافق بوزد... گاهى - مثل همين روزها - بايد پا روى پا بيندازم و تمرين تار كنم و منتظر باشم كه شايد آن اتفاق خوب بيفتد براى من... پ.ن: پرواز روياى دست يافتنى منست..................... پ.ن: غافل مباش ار عاقلى درياب اگر صاحب دلى باشد

برچسب: نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 4:36

جانانِ مناين روزهاى خاكسترى كه برما ميگذرد ، آنقدر محتاجِ رنگيم كه به سرخى لبان فاحشه اى دل ميبازيم ... شبيه آن سريال محبوب ، زمستان در راه است و من و تو آنقدر همديگر را دوست نداشته ايم كه زمستان را به سلامت پشت سر بگذاريم... اين روزهاى خاكسترى ميمانند يا شبيه طلوعِ بى فروغِ قطبى ، به سياهى ميرسد ن

برچسب: نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 4:36

براى اينچنين شبى تبدار چه چيزى بهتر ازينكه بنشينى و بخوانى و بخوانى ، از ايل و ايلياتى هايى كه هر چه بيشتر ميدانمشان بيشتر شيفته سبك زندگيشان ميشوم... چه بگويم از عشقى كه جاريست ميانشان؟ چه بگويم از حسابى كه روى زنانگى زنانشان باز كرده اند، بدون هيچ شعار فمنيستى؟ چه بگويم از كوچ شيرينشان براى امتدا

برچسب: نویسنده: سجاد صالحی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 4:36

صفحه بندی